۲۴ مهر ۱۳۹۰

هست‌ها و نیست‌ها و بایدها و نبایدها



اصلا بگذارید این را بگویم و خلاص. تروریسم بخشی از هر حکومتی‌است. من به بایدها و نبایدها کار ندارم. اینجا کار ندارم. همیشه کار ندارم. به آنچه هست و نیست کار دارم. آتش جنگ نباید شعله بگیرد. جنگ بد است. این‌ها بایدها و نبایدهاست. آتش جنگ شعله می‌گیرد. جنگ هم هست. بد یا خوب. آنسان‌ها جنگ می‌افروزند. تنها منافع هم نیست. هنوز امروز هیچ‌کس نمی‌داند به راستی جنگ اول جهانی با آن کشتار و قصابی بی‌نظیر به طوری که در روستای شصت نفری ما پانزده سرباز نامشان میدان روستا را آرایش می‌کند و سین هر روز در کنار همان نام‌ها سوار اتوبوس کولج- فرانسوی‌ها نمی‌گویند کالج، می‌شود، نه هنوز امروز کسی نمی‌داند، چرا آدم‌ها مردند. چرا آتش آن جنگ شعله کشید و در تنها فرانسه در قسمت شمال شرقی‌اش گورستان ساخت. بله، گورستان را هم می‌سازند و در ساختن سازندگی‌ هست. و هنوز امروز مردم اینجا از آن شعله‌ها می‌سوزند. آن‌ها که خاکستر نشدند. هنوز میزان نواقص روانی، معلولین جسمی و روانی از همه جا بیشتر است، اینجا. جنگ بد است. اما مردم به جنگ می‌روند. اما جوانان به جنگ می‌رفتند. آتش جنگ این جوانان هم هستند. کتاب مقدس گفته است، زمانی برای جنگ، زمانی برای صلح. کتاب مقدس است دیگر. لابد چیزهایی می‌دانسته است.
حالا ، امروز و هر جا هم که آتش جنگ بگیرد. گرفته‌است دیگر. اینجاست که با هست‌ها و نیست‌ها سروکار داریم. دیروز مطلبی می‌خواندم از آقای برنارد استیگلر که چند مطلب تا به حال از او ترجمه کرده‌ام و در نیشابور گذاشته‌ام. مطلب مربوط بود به افشاگری‌های ویلی‌لیکس و آقای استیگلر می‌گفت که این دیپلمات‌ها هستند که بحران‌ها را فرو می‌نشانند. دیپلماسی مهم است.
اگر به ایران حمله شود هم با نیست‌ها و هست‌ها روبروییم. نه باید‌ها و نبایدها. حتی اگر نیست‌ها و هست‌ها را یک روز بایدها و نبایدها ساخته باشند.

هیچ نظری موجود نیست: