۲۴ مهر ۱۳۹۰

چه آدم‌های تنهایی باید باشند



چه آدم‌های تنهایی باید باشند
آن‌ها که با حال خرابشان می‌آیند
و هی در وبلاگ و یا در صفحه گودرشان می‌نویسند
چرا نمی‌شود مثلا رفت با یکی قدم زد
چایی خورد
چرا ترجیح می‌دهند بیایند و بنوبسند
شاید هم بعد از قدم زدن با رفیقی باز هم می‌آیند و می‌نویسند
روبه تنهایی
این دیگر بدتر است
هر چه می‌خواهید بگویید
اما در این نوشتن چه غمی هست

من همیشه در نور نوشته‌ام
این‌بار نورِ تاریکی

همه جا تاریک است
برای دوست داشتن هم باید چراغ داشت

پریروز نویسنده‌ای را در تلویزیون دیدم
پیر
با موهای سپید
گفت که از وقتی زنش مرده
نیاز به نورش بیشتر شده
گفت که لامپ‌های چراغ‌هایش را عوض کرده

هیچ نظری موجود نیست: