۱۰ مهر ۱۳۹۰

به خشم و شرم آمده‌ها



آنچه که این روزها در اروپا، در امریکا میگذرد، اشغال والاستریت، این جماعت به خشم و شرم آمده، نامی که این جماعات به خود داده‌اند، از کتاب این آقا سرچشمه گرفته است، استفان هسل. نود و چند ساله. بیش از چهار میلیون نسخه به فروش رسیده و همه تقریبا توسط نسل جوان خریداری شده. نسل به خشم و شرمآمده.
گاهی همه چیز آماده است، یک جرقه کافیست.
با این مرد آشنا شوید. مطلب قبلا منتشر شدهاست:

خیلی‌ها ژول و ژیم را دیده‌اند. فیلم فرانسوا تروفو را. خیلی‌ها قصه‌اش را به یاد دارند. دو مرد و یک زن و عشقی میانشان. اصلا مگر می‌شود این فیلم را از یاد برد. حالا می‌خواهم از فرزند آن زن که نقشش را ژان مورو بازی می‌کند، حرف بزنم . فرقش این است که در فیلم کودک دختر است و قهرمان من پسر. بله، این داستان واقعی‌ست و یکی از مردان قصه تعریفش کرده‌است. فرانسوا تروفو فیلمش را بر اساس کتاب ساخته است. هر دو با اصل ماجرا فرق‌هایی دارند. اما آن دو مرد و آن زن زیسته‌اند و آن پسر در میان عشق سه نفر بزرگ شده‌است.
حالا آن پسر، قهرمان من نود و سه سال دارد و این روزها در اینجا در فرانسه جنجالی را برانگیخته است. چرا؟
چون مردم را به تحریم محصولات اسرائیلی حاصل از مناطق اشغالی خوانده است و این در فرانسه جرم محسوب می‌شود. یعنی تعبیر به نفرت بر علیه مردم و ملتی به حساب می‌آید. از او شکایت شده است. انجمن ضد یهودی‌ستیزی شکایت کرده است. این اما قسمتی از ماجراست: اواسط همین ماه کنفرانسی که قرار بود با حضور او و لیلا شهید و نماینده عرب پارلمان اسرائیل و عده‌ای دیگر انجام شود، در مدرسه‌‌ی عالی «اکُل نرمال سوپریور» همانجا که او و سارتر و الن بادیو و خیلی‌های دیگر درس خوانده‌اند، به دستور رئیس مدرسه عالی لغو شد. انجمن اسرائیلی‌های فرانسه از وزیر آموزش عالی درخواست لغو کنفرانس را کرده بود. همانجا و به خاطر همان هم بود که لیلا شهید فلسطینی گفته بود در مدارس را که می‌بندید، پس می‌خواهید برویم در مسجد و کلیسا و کنیسه کنفرانس بگذاریم؟ انجمن اسرائیلی‌های فرانسه از حمایت روشنفکرانی مثل برنارد هانری لوی- مدافع سکینه و الن فینکلکروت نام بردند، که البته آنان دفاع خویش را از لغو کنفرانس تکذیب کردند. با این حال الن فینکلکروت از لغو برنامه اظهار خرسندی کرد چرا که به عقیده او دروازه باز می‌شد برای چنین کنفرانس‌هایی در دانشگاه‌های دیگر. رئیس دانشگاه دلیل لغو برنامه را جلوگیری از تشویش و تحریک اعلام کرده است.
بعد از لغو کنفرانس سروصداها در اعتراض به سانسور و تجاوز به آزادی بیان بلند شد. یکی از معترضین هم الن بادیو بود.
این‌ها را می‌نویسم تا فضای این دوران اینجا را نگاشته باشم. فضای سانسور و تجاوز به آزادی را. فضای ترس و ترساندن را. فضای یک بام و دو هوا را. فضای چپ ورشکسته و راست بی هویت و راست افراطی پیش رونده را. سیاست را. وضعیت دمکراسی را. می‌شود با جاهایی دیگر مثل خودش مقایسه‌اش کرد. می‌توان با خودش، خود سال‌های گذشته‌اش مقایسه‌اش کرد. می‌توان هم مطلبی نوشته که از کجا، از کی، چطور و چگونه این مسیر از سر گرفته شد. این سیر قهقرایی.
اما من به قهرمانم بر‌می‌گردم. به این مرد نود و سه ساله و هنوز بر پا، ایستاده. برآمده‌ از ژول و ژیم. ایشان در سال ۲۰۱۰ میلادی همین چند وقت پیش، کتابی مختصر نوشتند که یک میلیون فروش داشت به نام «به خشم بیایید». عنوان کتاب، واژه‌ای فرانسوی، به خشم آمدن، به غضب آمدن ، اعتراض کردن، شرم کردن معنی می‌شود. ویکتور هوگو می‌گوید: این شرم وخشم، عنصری الهی‌ست در وجود مادی ما، نخستین جرقه، که خاموش نمی‌شود. او ژان‌وال ژان بینوایان را دارای این عنصر الهی می‌داند. استفان هسل جوانان را به بیداری این عنصر الهی در وجود خویش فرا می‌خواند.
استفان هسل در سال ۱۹۱۷ در برلن متولد می‌شود. مادرش دختر بانکدار و پروسی و پروتستان است و پدرش فرانس یا فرانز هسل مترجم و نو یسنده آلمانی، عضو خانواده بورژوای آلمانی، از تباری یهودی لهستانی، به پروتستانتیسم لوتری گرویده که تجارت غله می‌کنند.
فرانس، پدر از جوانی به زبان و یونان باستان علاقه داشت و مادرش هلن گراند هسل، به نقاشی. رمان ژول و ژیم را پیر روشه یعنی ژیم، دوست و رقیب فرانس هسل یعنی ژول نوشته است.
در سال ۱۹۲۴ به همراه پدر و مادرش و برادر بزرگتر به فرانسه مهاجرت می‌کنند. دیپلم دبیرستان را در ۱۵ سالگی به دست می‌آورد. تحت نفوذ والتر بنیامین ، دوست پدر که با او در جستجوی زمان از دست رفته پروست را ترجمه کرده و در شور و شوقی که درس‌های الکساندر کوژِو بر انگیخته به پدیده شناسی و معنای تاریخ هگل روی می‌آورد. وارد مدرسه عالی علوم سیاسی می‌شود. در سال ۱۹۳۷ صاحب ملیت فرانسوی گردیده، وارد «اکل نرمال سوپریور» شده و درس های پدیده شناسی را دنبال می‌کند. خود می‌گوید که بیش از هر چیز از سارتر و درس هایش و کتاب های سرگیجه و دیوار متأثر است. نوعی اخلاق و مسئولیت‌پذیری را به او یاد می‌دهد.
با زنی یهودی و روس ازدواج می‌کند. مترجم کنفرانس‌ها و دختر بوریس میرکین- گتزویچ، پرفسور معروف حقوق اساسی در فرانسه. سپتامبر همان سال به جنگ اعزام می‌شود. در سال ۱۹۴۰ زندانی شده و می‌گریزد. در ۱۹۴۱ به ژنرال دوگل می‌پیوندد و به جبهه آزادی فرانسه. خلبان هواپیمای بمب افکن می‌شود. اما دفتر مرکزی اطلاعات دوگل و مقاومت او را به عنوان مرتبط با انگلیسی‌ها می‌‌گمارد. در مارس ۱۹۴۴ برای مأموریت به فرانسه فرستاده می‌شود و در ماه ژوئیه دستگیر می گردد و در اوت به آلمان فرستاده می شود، همزمان با ۳۶ مأمور مخفی بریتانیایی فرانسوی و بلژیکی. ۱۶ مأمور از میانشان به دار آویخته می‌شوند. پنج نفر تیرباران. در آن هنگام است که دو زندانی مخالف آلمانی با همکاری پزشک اردوگاه موفق می‌شوند هویت سه مآمور را با سه زندانی مرده تعریض کنند. یکی از سه نفر استفان هسل است که به عنوان رئیس حسابداری اردوگاه منصوب می شود. فرار می‌کند و هنگاه فرار دوباره دستگیر می‌گردد. یک بار دیگر از اعدام نجات پیدا می‌کند و در ۴ آوریل هنگام انتقالش با قطار، می‌گریزد و به نیروهای آمریکایی در هانور ملحق می‌‌شود و از آنجا به پاریس فرستاده.
در نوامبر ۱۹۴۵ به عنوان سفیر فرانسه در چین معرفی شده و تا ۱۹۸۵ در دیپلماسی می‌ماند.
در سال ۱۹۴۶ به سازمان ملل واردشده و به عنوان دفتر دار کمیسیون حقوق بشر انتخاب می‌شود و هنگام نگارش اعلامیه حقوق بشر حضور دارد.
سفیر فرانسه در سازمان ملل می گردد. بعدها مقام‌هایی گوناگون در سایگون، الجزایر، سویس، نیویورک به عهده
داشته و چهره‌ای مدافع حقوق بشر به خود می‌گیرد.
در کابینه فرانسوا میتران به درجات بالایی می‌رسد.
در کنفرانس جهانی ملل بر سر حقوق بشر، فرانسه را نمایندگی می کند. در روابطش با رؤسای افریقا از سیاست فرانسه انتقاد می کند و از بریز و بپاش کمک‌ها و وام‌ها. گزارشش به دهان الیزه خوش نمی‌آید و گزارش را از زیر دست و پا جمع می‌کند. همچون گزارش‌های دیگری که سیاست فرانسه در افریقا را معترض است. در دفاع از حقوق به اصطلاح «بی کاغذها» در فرانسه فعال است. او مدافع اروپایی سوسیال‌تر است. او اولین کسی است که فراخوان برنامه شورای ملی مقاومت را در شصت‌مین سالگردش در سال ۲۰۰۴ امضا می‌کند که جوانان را به دفاع از میراث مقاومت و آرمان‌های آن تشویق می کند. در ۲۰۰۸ در میدان جمهوری در پاریس به بی احترامی به بند بیست و پنج اعلامیه حقوق بشر به وسیله دولت فرانسه اعتراض می‌کند که بر طبق آن باید هیچ‌کس بی‌خانمان نماند. در ۲۰۰۹ در گردهمایی سبزهای اروپا در پاریس شرکت جسته و از آنها در انتخابات اروپا حمایت می‌کند.
در ۲۰۰۶ حمله اسرائیل به لبنان را محکوم می‌کند. در ژانویه ۲۰۰۹ بعد از حمله اسرائیل به غزه از جنایت جنگ و جنایت بر علیه بشریت سخن می‌گوید در سپتامبر ۲۰۰۹ خواستار تحریم تولیدات اسرائیل در مناطق اشغالی می‌شود.
آنچه به زندگی هسل موبوط می‌شود از صفحه هسل در ویکی پدیای فرانسوی گرفته شده است.

هیچ نظری موجود نیست: