۲۰ شهریور ۱۳۹۰

دلم می‌خواهد انقلابی بشوم. از دیوار بالا بروم



از وبلاک آینده از آن حزب‌الله

دلم می‌خواهد انقلابی بشوم. مثل جوانان مصری از دیوار‌ پاستور بالا بروم، با دو دست بازوان دکتر احمدی‌نژاد را بگیرم، زل بزنم به چشمانش که از خستگی باز نمیشود و بگویم دکتر! این بود جواب رای ما؟ دکتر! حرفی بزن، چیزی بگو. محمود جان! سه هزار میلیارد تومان! دزدگیر ۸۸! چرا ساکت شده ایی؟ احمدینژادِ شبِ مناظره با موسوی، حالاست که باید اسمها را بگویی، رسوا کنی، احمدی نژادِ میدان ولیعصر، شعارهای ما یادت میآید؟ بگو اسم مارهایی را که در آستین پرورانده ایی، دکتر! بگو.
میخواهم به او بگویم شاید بر اساس حرف عرفا؛ انسان ِ عدالت محور بتواند به مقامی برسد که “کنفیکون” کند به اذن الله، اما والله دولت عدالت محور نمیتواند اختلاس سه هزار میلیارد تومانی خلق کند… والله نمیتواند. نمیشود. دکتر! حرفی بزن. چیزی بگو….

هیچ نظری موجود نیست: