۲۱ شهریور ۱۳۹۰

فردای ۱۱ سپتامبر



دیروز ۱۱ سپتامبر بود. خدا را شکر تمام شد. امروز ۱۲ سپتامبر است!
آنجا صحبت بانک است و اینجا هم. بانک‌های بزرگ فرانسوی که اعلام کرده‌اند می‌خواهند کمربندشان را محکم کنند. یعنی طیاره در سرازیری سقوط است. یعنی آغاز بیکاری‌های فله‌ای. یکی می‌پرسد یعنی می‌شود از ملی‌کردن بانک‌ها حرف نزنیم؟ و یکی پاسخ می‌دهد که نه، نمی‌شود. مردم نمی‌توانند بپذیرنند که دولت به بانک‌ها پول بدهد، از آن ها حمایت کند، جلوی ورشکستگی‌شان را بگیرد اما ملی شان نکند و دستش در کنترل آنها کوتاه باشد. این صحبت‌ها را آدم‌های اهل می‌کنند. نخبه‌ها. نااهلان، یعنی سیاست‌مردان و زنان، گوش‌هایشان را گرفته‌اند و چشم‌هایشان را بسته‌اند و حرکاتی انجام می‌دهند که کسی نمی‌فهمد.
یکی داشت می‌‌گفت: حالا فرانسه خوب است، ملاحظه بفرمایید اسپانیا را. در اسپانیا که قوانین و حق و حقوقی در دفاع از بیکار نیست. بیکاری در اسپانیا، یعنی ورود به خیابان. منظور یعنی خیابان به جای خانه. یعنی دیروز اگر در خانه‌ات می‌خوابیدی، فردا در خیابان خواهی خوابید.
پرسیدند یعنی دیگر باید از خروج از یورو بگوییم، یعنی که دیگر تابو نیست؟ اقتصاد دان جواب داد: بله. مگر راه دیگری هم مانده‌است!
باید به فکر پولی مشترک و نه یگانه بود. یورو می‌ماند برای آلمان که گوش شنوا ندارد و همسایه‌هایش.

یونان نمی تواند قرضش را بپردازد. مدتی‌ست که می‌شنویم. خود من دو سال پیش این را شنیدم. که یونان چاره‌ای ندارد یا باید از محدوده یورو خارج شود یا اعلام ورشکستگی کند. این حرف دو سال طول کشیده‌است و امروز به گوش بعضی از سیاست‌مردان و زنان رسیده‌است. بعضی حرف‌ها طولانی‌اند.
یونان نمی‌تواند قرضش را بپردازد یعنی که پول‌های بانک‌های اروپایی پس داده نخواهد شد.

حالا هی ‌می‌روند و این یونانی‌های بیچاره را بیشتر فشار می‌دهند که صرفه‌جویی کنید، صرفه‌جویی کنید. نفس نکشید.
جامعه شناسی امروز ظهرمی‌گفت: من اقتصاد دان نیستم اما در ایسلاند، کشوری که یک میلیون نفر جمعیت هم ندارد، دو بار همه‌پرسی کردند و مردم گفتند، نمی‌خواهیم قرضمان را بدهیم. مگر ما این همه قرض بالا آوردیم؟ بعد هم گرفته‌اند و نخست وزیر را محاکمه کرده‌اند. اما این کشور حساب نیست، چون فقط چند صد هزار جمعیت دارد.

راست افراطی و پوپولیسم پشت در منتظر است. سال‌هاست که خروج از محدوده ی یورو شعار اوست. راست افراطی دارد جای خالی چپ را پر می‌کند. در هر روزگاری مردم ِ در تنگنا به هویت‌طلبی و جماعت‌گرایی روی می‌آورند.
ارتباط مردم با سیاست قطع شده‌است. یا بهتر است بگوییم ارتباط سیاست با مردم قطع شده‌است. مردم در نهایت این ارتباط را بر قرار خواهند کرد. با سیاست یا بی‌سیاست.
۱۱ سپتامبرهایی به انتظار است.

هیچ نظری موجود نیست: