۵ مهر ۱۳۹۰

به یاد شاعر علی‌رضا روشن



ژان- ر از روزمرگی روزنامه‌ها شکایت دارد. متنی را که ناشر علی‌رضا روشن بعد از دستگیری او نوشته و در روزنامه‌ها و بعضی سایت‌ها منتشر شده، به فردای روزنامه نمی‌رسد. امروز دیروز می‌شود. دیروزنامه‌ها. به ژان - ر می‌گویم: دنیا پر از خبر است. خبر زیر خبر دفن می‌شود.

همسر زن روانکاو اهل سوریه که هنگام خروج از کشورش در فرودگاه دستگیر شده، و جانش در خطر است، نامه‌ای به روزنامه‌های اینجا نوشته و خواسته‌ چاپ شود. بعد از تشکر از حمایت مردم، همسر زن روانکاو نوشته که او، هیچ کار سیاسی نمی‌کرده، تنها به عنوان روانکاو همراه با کشیشی در مکان‌های مذهبی و دعا مثل کلیسا به کمک کسانی که ترسیده‌اند و روح و روانشان متآثر از رویداد‌های سرزمینشان است، رفته‌ بوده است. اما یکی از خبرنگاران آژانس فرانس- پرس که در یکی از این جلسات شرکت کرده‌ بوده ، مطلبی می‌نویسد و با اینکه قرار نبوده نامی از کسی ببرد، از خانم روانکاو نام می‌برد و دستگیری او پس از انتشار خبر روی می‌دهد.

چین، رادیو می‌گفت، با فقدان زن روبرو‌ست. جنس مونث. نتیجه سیاست ِ تنها یک بچه و از بین بردن فرزندان مونث. در روستاها مردم بیشتر با کمبود زن روبرو هستند به طوری که قاچاق زن، دزدیدن زنان از ویتنام شکل گرفته است که بعدها به خانواده یا مرد چینی فروخته می‌شود.

الویه روآ، کارشناس مذاهب و آسیا، می‌گفت در ترکیه دویست هزار ایرانی پناهنده به مذهب اوانژلیک‌ها پیوسته‌اند. این پدیده در تمام دنیا کم و بیش مرید دارد. او علت این پدیده را بی‌فرهنگی و بی فرهنگی را بی ریشه‌گی می‌داند. شخصی شدن مذهب. از بین رفتن دین سنتی.

کارلا برونی در مصاحبه‌ای با بی بی سی تعریف می‌کند: اولین بار که با سارکوزی ملاقات کردم در باغ الیزه بود. برایم چنان از لاله‌ها و رزها گفت که با خود گفتم: خدای من، من باید با این مرد ازدواج کنم. آدمی که رئیس حکومت است و چنین از گل حرف می‌زند.

افتضاح دیگری از جعبه‌اش بیرون آمده و فضای اینجا را آشفته کرده‌است. حتما گردش به چپ مجلس سنا برای اولین بار در جمهوری پنجم. نتیجه غیر مستقیم این افتضاحات است. سال ۲۰۰۲ در کراچی پاکستان بمبی منفجر می‌شود و چهارده نفر کشته می‌شوند. یازده‌نفر از چهارده نفر فرانسوی هستند. مردانی که بر شانتیه نوال پاکستان کار می‌کردند. اینجا القاعده را نشان و متهم می‌کنند. بر سر جنازه‌ها، شیراک رئیس جمهور وقت بعد از نطقی که باید، جمله‌ای می‌گوید که شک را در دل بازماندگان کشته‌ها می‌نشاند: ما به زور و شانتاژ تسلیم نمی‌شویم. بازماندگان و قضات ماجرا را دنبال می‌کنند. سال‌ها می‌گذرد و امروز روزنامه‌ها می‌گویند که انفجار را نه اسلام‌گراها و القاعده، بلکه طرف پاکستانی ِ قراردادِ چند زیر دریایی فروخته شده، که کمیسیونشان را فرانسه نپرداخته بوده، ترتیب داده‌اند. کمیسیون‌هایی که به وسیله‌ی دلال‌ها صرف مخارج احزاب سیاسی می‌شوند. میشله می‌گفت: دموکراسی، یعنی گرفتن پول از داراها و خرج احزاب، برای گرفتن رآی ندارها و حفاظت‌ این دو دارا و ندار از یکدیگر.

در زیر متنی که ناشر علی‌رضا روشن بعد از دستگیری او به سایتی پر بیننده فرستاده، چند کامنت به چشم می خورد:
-واقعا در نظام توتالیتر است که هنوز شاعران را به زندان می‌اندازند. در دمکراسی‌های مدرن، بهترینشان حتی، اگر تصور کنیم اصلا که هنوز واقعیت دارند، هیچ‌کس نه می‌شناسدشان، نه می‌خواندشان. به هیچ جای کسی هم بر نمی‌خورد، می‌توانند از گرسنگی بمیرند، هیچ‌کس به حالشان گریه هم نمی‌کند.

- باید که رژیم‌های توتالیتر به دردی بخورند آخر. کدام بهتر است، رژیم توتالیتر یا رژیم گلوبالیتر؟

- یکی شاعر را زندانی می‌کند، یکی می‌گذارد در کمال آزادی از گرسنگی بمیرد. یا مجبور باشد شغل‌هایی مثل بانکداری و حسابداری اختیار کند.

- زود باشید، بیایید ایران را به نام حقوق بشر نابود کنیم!



خلاصه‌ی خلاصه‌ی قصه این افتضاح. در سال ۱۹۹۴ که شیراک و نخست‌وزیر آقای بلادور، در انتخابات ریاست جمهوری به رقابت پرداختند، هر دو از یک حزب بودند. دوران همزیستی بود، سوسیالیست ها بودند اما مجلس را باخته بودند و مجلس باید با دولت یک نیرو باشند، میتران بلادور را به نخست‌وزیری انتخاب کرده‌بود. دوران دوم ریاست جمهوری هفت ساله‌ی میتران تمام می‌شد و رقابت‌های انتخاباتی شروع. دست آقای شیراک که هم شهردار پاریس بود و هم رئیس حزب راست برای پول خرج کردن باز بود. اما بلادور برای تبلیغ پول نداشت. سارکوزی وزیر بودجه بود. سارکوزی طرف بلادور را گرفت. در همان زمان قرارداد فروش سه زیر دریایی به پاکستان بسته شد. قرادادی که می‌گویند کوچکترین نفعی به حال فرانسه نداشت. دولت در بستن قرارداد اصرار داشت. کسانی به عنوان دلال به قرارداد وارد شدند. دلالانی به دنبال کمیسیون. پول برای انتخابات بلادور خرج شد. اما شیراک پیروز شد. و شیراک که کینه‌ی بلادور را به دل گرفته بود از پرداخت باقی کمیسیون‌ها خوداری کرد و در سال ۲۰۰۲ رژیم پاکستان انفجار کراچی را به مرحله اجرا در آورد.

هیچ نظری موجود نیست: