۳۱ شهریور ۱۳۹۰

قصه‌ی مردی که بر صندلی نشسته بود



من قصه‌ی مردی را که بر این صندلی نشسته بود، نمی‌دانم .
اما یادم می‌آید که اندکی آن سو تر مردی نشسته بود و کنارش سگی.
مرد اسطوخودوس می‌بافت. شاخه‌های اسطوخودوس را چنان می‌بافت که مردمان آنجا می‌دانند. گردشگران هم خریدنش را.
مرد اسطوخودوس باف بالای سر سگ لمیده، نوشته بود عکس‌برداری ممنوع- عکاسی با عکس برداری فرق می‌کند، یک خط بعدش نوشته بود عکسی ده یورو.

حالا نیایید یک وقت بگویید این صندلی نیست و مبل است. در زبان فرانسه اثاث خانه مبل است و این جای نشستن فوتوی نام دارد.

هیچ نظری موجود نیست: