۲۳ شهریور ۱۳۹۰

استاد تاریخ



  • به سین خیلی برخورده که شاه ثریا را رها کرده. چند شب پیش تلویزیون فیلمی از زندگی ثریا نشان می‌داد. فیلم با آشنایی ثریا و شاه شروع می‌شد. سین وقت نداشت فیلم را ببیند، باید می‌رفت و می‌خوابید. فردایش مدرسه داشت. آمد و از من خواست که، بگو ببینم چه می‌شود. شاه آخرش چه می‌کند. چه انتخابی می‌کند. گفتم شاه ثریا را انتخاب نمی‌کند. شاه به عشقش پشت می‌کند. گفت پس خوب کردید انقلاب کردید. گفتم: آره اصلا اگر ثریا را انتخاب کرده بود که انقلاب نمی‌شد.
  • چین گفته حاضر است بیاید و اروپا را بخرد.
  • استاد تاریخ داشت می‌گفت، آن هم بعد از اینکه اقتصاددانی از شیئیت- قابل توجه دوستی که این روزها مارکس می‌خواند، می‌گفت از قول مارکس که فلان کس مزرعه‌ای را به ارث نبرده است، مزرعه فلان کس را به ارث برده‌است، همانموقع که داشت ما را از آنچه به انتظارمان است می‌ترساند، یکی هم آمده بود، از افغانستان و می‌گفت که دخالت در افغانستان طالبان را نیرومند کرده‌است و توضیح می‌داد چگونه پولی که برای کمک به افغانستان داده می‌شود به دست شرکت‌های خصوصی غربی می‌رسد - مثلا برای امنیت غربیان در افغانستان، و درون کشور، به دست شرکت‌های خصوصی افغان و چون هر منطقه‌ای آقا و سرور خودش را دارد، پول از طریق سرور و آقا در نهایت به طالبان می‌رسد و بدینگونه طالبان گاهی امنیت سربازان غربی را به عهده می‌گیرد- استاد تاریخ داشت می گفت که بله، کسی تاریخ نمی‌خواند، اگر تاریخ خوانده بودند و تاریخ فرانسه را خوانده بودند، می‌دانستند از این قسمتش درس بگیرند. از آن قسمتی که بعد از انقلاب فرانسه ناپلئون می‌خواست پیام انقلاب را به همه جا صادر کند- منظورش مثل امروز بود که همه می‌خواهند آزادی و حقوق بشر و دمکراسی را صادر کنند، ناپلئون برادرش ژوزف را فرستاد اسپانیای بعد از تفتیش عقاید و شد حاکم اسپانیا. استاد تاریخ ادامه داد که اما اسپانیا کجا و فرانسه کجا! ما که اصلا ولتری هستیم و اسپانیایی‌ها کاتولیک ٍ چندآتشه. آن هم در سرزمینی که هر جایش ساز خودش را می زد، کاتالان‌ها، باسک‌ها و کوه. و کوه. تا اینجا اگر شباهت‌ها با افغانستان کافی نبود، استاد تاریخ کمک بریتانیای خبیث را هم اضافه کرد و جای پاکستان را اشغال نمود. نشد. کار ناپلئون نگرفت. استاد تاریخ گفت.
اوباما گفته‌است: خوب دیگر، ما که نمی‌توانیم در سرزمینی که هرگز حکومتی به خود ندیده، حکومت ایجاد کنیم.
خدا می‌داند ده سال دیگر در مورد لیبی چه خواهند گفت.

هیچ نظری موجود نیست: