۱۸ شهریور ۱۳۸۹

فقیر شدن



از کتاب شب آرام خواهد بود
گفتگو با رومن گاری
ترجمه نیشابور

در ۱۹۴۵ یکی از زندگانی های من پایان گرفت و یکی دیگر آغاز شد و باز یکی و یکی، هر بار که دوست می داری، زندگی تازه ای ست که آغاز می شود، وقتی کودکت به دنیا می آید، زندگی تازه توست که آغاز می شود، ما در گذشته نیست که می‌میریم.
من هرگز زندگی سابق نکرده ام. اینکه «من » مرا برای زندگیم کافی نیست، چنان راست است و این است که از من رمان نویس می سازد. رمان می نویسم تا به نزد دیگران بروم. اگر «منِ» من مرا همواره غیر قابل تحمل است، به خاطر ناتوانی ها و محدودیت های شخصی من نیست، بلکه به خاطر این «من» انسانی ست به طور کلی. ما همیشه در دام «من»می افتیم.

خود را آزاد ساختن از عشق مادر و یا عشق زنی چیزی نیست که من آزاد ساختنش بنامم، چیزی ست که من دقیقا فقیر شدن می نامم .

هیچ نظری موجود نیست: