۴ شهریور ۱۳۸۹

نگا کن



یه بار یه مرد دارایی بود. یه بار یه مرد نداری بود. هر دو یه پسر داشتن و هر دو یه طرف یه تپه زندگی می کردن. یه روز، مرد دارا، خیلی دارا، پسرشو بالای تپه بردو گفت: نگا کن، به زودی همه اینا مال توئن.
همان وقت، مرد ندار، خیلی ندار، پسرشو به آن سوی تپه بردو روبه روی آفتابی که تپه رو روشن کرد بود، گفت: نگا کن.

از دروس فلسفی برای کودکان
ترجمه نیشابور

هیچ نظری موجود نیست: