۱ شهریور ۱۳۸۹

کشیش و معلم



بحث ُرم ها یعنی دسته ای از کولی ها، از حدود یک ماه پیش داغ شد. وقتی آقای سارکوزی حیا را کنار گذاشتند و مستقیم این کولی‌های از رومانی وامانده را نشانه رفتند.
که دزدند، که اخلال گرند و بر هم زن نظم عمومی و از این حرف‌ها که در حرف نمی ماند هرگز. راه خویش را می‌گشاید این حرف‌ها.
و این قبل از سخن رانی دو سه هفته پیش ایشان بود در شهر گرونوبل که رک و راست دست بزه‌کار را در دست مهاجر گذاشتند. یعنی هم‌دستند.
خوب، جامعه با وجود تابستان و تعطیلات واکنش نشان داد. روحانیت کاتولیک هم. اپوزیسیون هم. دولت رومانی هم. حقوق بشر هم. دیروز، پریروز پاپ، بونوا شانزدهم هم.
یکی از وزرا در آمد گه دین در دولت دخالت نکند. پاسخ آمد که دولت خودش نیامده رفته بود به دست بوس دین - اشاره به سفر سارکوزی به واتیکان. باید یادآوری کرد که پاپ هم از مواضع که باید گفت حرف های وی خوشش آمده بود. سارکوزی در بازی انتخاباتی اش، تا آنجا که می توانست به جنبش ۶۸ تاخت و یک روز هم در یکی از سخنرانی هایش گفت: کشیش باید جایش را در آموزش پیدا کند. همه می‌دانند که دعوای کشیش و استاد یا معلم از انقلاب به بعد ادامه داشت و استاد پای آخوند را از مدرسه و آموزش بریده بود. اگر فیلم های قدیمی فرانسوی را دیده باشید که در آغاز قرن بیستم می گذرد و روستا، مکان قصه است، میان کشیش و معلم همیشه دعواست. آن دوران که فکر می کردند علم پاسخ به همه چیز است و درمان همه چیز.
کاتولیک ها از رأی دهندگان به راست هستند، معمولا . اصول گرایند. حالا اندکی عطوفت، انسان دوستی و حقوق بشری که بی ربط به مسیحیت نیست و خلق و خوی آقای رئیس جمهور، با آن شکل حرف زدنش، این اصول گرایان را از خود رانده است. خوب، مثل اینکه مسیح فقرا را دوست داشت و این رُم ها از فقیرترین کولی هایند.
همه این ها یک چیز ر ا هم نشان می کند یا بر ملا، اینکه سیاست این روزها، قطب نمایی ندارد. نه شمال، نه جنوب، نه شرق، نه غرب، نه خدا، نه شیطان. نه اینجا، نه آنجا.
اصول گرایان دل خورند.

هیچ نظری موجود نیست: