۲۴ تیر ۱۳۸۹

شر



ببینید هیچ فرق نمی‌کند، که در ابو‌غریب اراذل واوباش و اشرار، بدترین‌ها را جای دهند یا بهترین ها را. هیچ فرقی نمی‌کند. آدم آدم است و زندان باید برای آدم ساخته شده باشد. چند جایی خوانده‌ام که کهریزک مناسب این جوانان نبود. کهریزک مناسب هیچ جوانی نبود. اصلا تصور چنین مکانی را برای گرگ بیابان هم نمی‌توان کرد. نمی فهمم اندیشه چنین زندانی از ذهن چه کسی گذشته است؟ و چه کسانی در آن به انجام وظیفه مثل آب ندادن به زندانی، مثل زدن به قصد کشت و رها کردن به قصد مرگ مشغول بوده اند؟ از کجا الهام می‌گیرند؟ از دین؟ از فرهنگ؟ از تاریخ این مملکت و ملت؟ از قلوب سیاه خود؟ از افکار پلید؟ از رذالت، از شر؟

نمی‌دانم چرا مادرم همیشه می‌گفت: خدا نصیب گرگ بیابان هم نکند. نمی‌گفت: خدا نصیب اراذل و اوباش هم نکند.

البته مادرم منظورش اصلا گرگ بیابان حرمان هسه نبود. گرگ‌هاشان با هم فرق می‌کرد. مادرم و هسه.

چه کسی گفته است باید هرمان را بدینگونه نوشت؟

۲ نظر:

عمو اروند گفت...

مادرت در پدرت آموخته بود که خوانشی دیگر از دین ارائه می‌کرد. همه مهر و محبت بود و بهمین دلیل هم بود که بر او نتافتند!

نیشابور گفت...

شما لطف دارید.