۱۳ تیر ۱۳۸۹

ما و شما



ژان - ر نشسته بود به انتظار من که برویم، فروغ می‌خواند.
- شما می‌گویید ویران ساختن؟
- بله ما می گوییم ویران ساختن .
- چطور می‌شود ویرانی را ساخت؟
- ویرانی را می شود ساخت و بعد زدو ویرانش ساخت. و با ویرانی ساخت.

۲ نظر:

ناشناس گفت...

عجبا از این نوشته‌ها که بوی ِ خوش ِ ایران می‌دهند. بوی ِ تلخ ِ خوش ِ ایرانی‌ئی که هم جنس و هم دردش - تنها - ممکن است او را بفهمد. اینجا را و این روح ِ ورز آمده را او درک می‌کند که از اینجا رفته است.
به‌به. حظ می‌برم

نیشابور گفت...

ممنون ناشناس!